شخصیت پردازی در داستان ها از دوره کلاسیک تا پسامدرن، دستخوش تغییرات زیادی شده است. با ورود به دوره پسامدرن، نظرات فیلسوفان و روانشناسان بزرگی چون فوکو، بر چگونگی تحلیل شخصیت های داستانی تأثیر به سزایی داشته است. از آنجایی که کنش و واکنش شخصیت ها به داستان شکل می دهد، نوع نگاه منتقد به شخصیت، به فهم و درک صحیحتری از داستان می انجامد. هر مفهومی تابعی از گفتمان است که خود از قدرت و دانش برمی آید، با بررسی نوع گفتمان و قدرتِ برآمده از دانش، می توان به شناخت این کنش ها و واکنش ها پرداخت و حتی آنها را پیش بینی کرد. قدرت چهارچوبی برای اندیشیدن شخصیت ها و نیز برای کنشگری آنها فراهم می کند. آنچه فوکو به عنوان قدرت مطرح میکند مفهوم سلبی در بر ندارد. در این مقاله با بررسی نظریۀ قدرت و گفتمان فوکو به چگونگی شخصیت شناسی او پرداخته شدهاست. بدین منظور شخصیت های داستانی علی مائدة داعش مورد مطالعه قرار گرفته تا عکس العمل های آنها، با نگاه دقیق تری بررسی شود. این مقاله از دیدگاه فوکو به بررسی شخصیت ها پرداخت و نوع قدرت برآمده از زور و برآمده از گفتمان را مورد بررسی قرار داد. به این نتیجه رسید که شخصیت ها تحت تأثیر گفتمان غالب یا آن را نمی پذیرند یا آن را پذیرفته و خود به بازوی کمک کنندۀ آن تبدیل می شوند و یا بدون اینکه خود بدانند تبدیل به سوژه می شوند. سوژه در واقع قرار گرفتن شخصیت ها در موقعیت های گفتمانی است